تبليغاتX
موج نو
تبليغات
پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، به اين وبلاگ خوش آمديد . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما در بهتر شدن كيفيت مطالب وبلاگ ياري رسانيد .
استقبال سرد مسئولان دانشگاه سیستان و بلوچستان از جشن فارغ التحصیلی دانشجویان بلوچ دانشگاه

 


 


 
پنجمین جشن فارغ التحصیلی دانشجویان بلوچ دانشگاه سیستان و بلوچستان در حالی برگزار شد که متاسفانه با استقبال سرد مسئولان این دانشگاه مواجه شد.علارقم همه نامه نگاری ها و دعوت همه مسئولان دانشگاه دریغ از حضور یک کارمند ساده در این مراسم.متاسفانه این جشن با هزینه شخصی خود دانشجویان و در مکانی غیر از خود دانشگاه و به صورت محدود برگزار شد.مسئولان دانشگاه حتی اجازه استفاده از 2 تالار مجهز این دانشگاه رو هم به دانشجویان بلوچ ندادند تا مهرورزی و عدالت دولت نهم رو نسبت به دانشجویان بلوچ و مردم بلوچستان تکمیل کرده باشند.


 
مهرورزی مسئولان دانشگاه تا جایی ادامه داشت که حتی به دانشجویان دختر بلوچ دانشگاه اجازه حضور بیش از 1 ساعت در مراسم داده نشد تا بر مشکلات و گرفتاری های این مراسم اضافه بشه.


 
آقای دکتر اکبری ریاست محترم دانشگاه که در این چند سال ثابت کردن که از کوچکترین مراسم ها و همایش های مرتبط با بسیج و تشکل های ارزشی نخواهند گذشت از کنار دانشجویان بلوچ و مراسم آن ها به راحتی گذشت تا بی میلی خود و سران حکومت رو نسبت به دگر اندیشان و مذاهب دیگر اثبات کنن.

 

 

 


نوع مطلب :
نوشته شده در سه شنبه 15 اردیبهشت1388 توسط طوقی | لينك ثابت |
زادگاه
 

بلوچستان ، ایرانشهر ، بمپور ، روستای شمس آباد

 

‌Baluchestan ، Iranshahr ، Bampoor ، Shams Abad Village

 





























 



نوع مطلب :
نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند1387 توسط طوقی | لينك ثابت |
تنها در اوج

 

تنها در اوج

 

 

چقدر دلم می خواست جای او بودم

 

نشسته در نوک صخره

و تنها در اوج

 

با چنان منظره ای زیر پایم و بادی که می وزد و دلی که می تپد

 

چون با کوچکترین حرکتی ممکن است

 

...

 

 


نوع مطلب :
نوشته شده در یکشنبه 19 آبان1387 توسط طوقی | لينك ثابت |
نا امیدی ... هرگز

 

هرگز امیدت رو از دست نده

 

 

 

 

 

 

اگه توانایی این رو داری که به غروب خورشید نگاه کنی و از اون لذت ببری
 
پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه میتونی زیبایی رو در رنگهای یه گل کوچیک حس کنی
 
پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه میتونی از پرواز یه پروانه لذت ببری
 
پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه لبخند یک کودک هنوز میتونه گرمی بخش قلب تو باشه
 
 پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
اگه میتونی خوبی ها و محسنات آدم های دیگه رو ببینی
 
 پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه ترنم بارش بارون روی سقف خونه باعث آرامش تو موقع خواب میشه
 
پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه منظره ی یه رنگین کمون هنوز باعث میشه که تو بایستی و به اون با شگفتی چشم بدوزی
 
 پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه با هیجان و دید مثبت با آدم های جدید روبرو میشی
 
پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه بقیه رو باور داری و بی جهت به اون ها بدبین و شکاک نیستی
 
پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه هنوز در دوستی با کسانی که در زندگی تو نقشی داشته اند پیشقدم میشی
 
 پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه دریافت غیر منتظره ی یه کارت یا یه نامه هنوز واسه تو یه سورپرایز شیرین و لذت بخشه
 
پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه غصه و رنج بقیه مردم هنوز دل تو رو به درد میاره و غمگینت میکنه
 
 پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه اجازه نمیدی که یه رابطه دوستی قطع بشه و قادر به قبول خاتمه یافتن اون نیستی
 
پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگر هنوز واسه شب عید و تزئین سفره هفت سین (یا درخت کریسمس) و غدای مخصوص عید خرید میکنی
 
 پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
اگه هنوز دوست داری فیلم های عاشقانه ببینی و علاقه داری که آخرش هم خوب و به خوشی تموم بشه
 
پس هنوز امید در تو زنده است
 
 
 
 
 
 
 
 
امید چیز شگفت آوریه ... پر از پیچ و خم ... حتی ممکنه
 یه وقت هایی (در وجود انسانها) پنهان باشه ... ولی از بین نمیره و با تمام
پیچ و خمی که داره به ندرت شکسته میشه
 
 
اون از ما نگهداری میکنه و قدرت تحمل رو زمانی که هیچ کاری از کسی
ساخته نیست به ما میده....
 
بهانه و دلیلیه برای زنده بودن و ادامه دادن
 
 
 
 
 
 
 
 
در زمانی که دیگه به خودمون میگیم بهتره که تسلیم بشیم
 
 
 
 
 
 
 
 
امید لبخند رو به صورتمون میاره زمانی که قلبمون از عهده این کار بر نمیاد
 
 
 
 
 
 
 
 
امید قدمهای ما رو در راهی که پیش گرفتیم استوار میکنه زمانی که چشمامون قادر به دیدن راه نیست
 
 
 
 
 
 
 
 
امید قدرت پیشروی و عمل کردن رو به ما میده وقتی که روح و روان آشفته ای داریم
 
 
 
 
 
 
 
 
امید چیز شگفت آوریه. یه زمانی ما باید اون رو در خودمون پرورش بدیم و بارور کنیم
و در عوض در زمانی دیگه اون میتونه نیروی تازه ای رو در ما به وجود بیاره
 
 
پس هرگز امیدت رو از دست نده
 

نوع مطلب :
نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387 توسط طوقی | لينك ثابت |
هانگلی

 

هانگلی

 

 

هانگلی ای دختر قوم بلوچ

با توام وقت غزل , آغاز کوچ

ای که گیسویت صبا را یافته

نم نمک طرح کمندی بافته

گیسوی سبز نخیلت مستدام

باغ لیمو و ترنجت شادکام

هدهد سینا شرف را از تو دید

مرغ مینا دانه از دست تو چید

ماه چهارده رازهایت که بدید

در پی همراهیت نالان دوید

رقص آتش با قلم آغاز کن

شعری با شور دوبیتی ساز کن

هر نوایت صد رباعی راز داشت

مثنوی در چشم نازت ناز داشت

می شود یک شب تورا مهمان کنم ؟

در نمازت خلوتی پنهان کنم ؟

تو غزل بانوی مجلس باشی و

من بخوانم صفحه ای از روی تو

ماه هست و پرده ی شب راز دار

هانی از شور غزل ها باردار

هانگلی , فرزند ما میر کمبر است

تابلوی ارشاد ما پیغمبر است

 

 

هانگلی صد حیف که رویایم شکست

گرچه که بین ما و تو صد فاصله است

تو و جمعت مردمی قله نشین

من ولی ساده دلی دره نشین

کار من هر روز تکرار توست

هانگلی , تکرار افکار توست

این که تو دریانشین و من ولی

قایقی بشکسته نزد هانگلی

 

 

فصل ها بگذشت فصل ها سخت و زرد

شکر  یارب هانگلی تغییر کرد

حال , ما و هان گلی هم سفره ایم

دل به شلاق خزان نسپرده ایم

هان گلی شمشیر دانش بر کفش

ذکر یا رحمان تنیده بر دفش

دوستان را جمع کرده در برش

مثل یک رودی که نا پیدا سرش

من میان لشکرش سربازی ام

هر زمان آماده جانبازی ام

 

 

محمد انور بیجارزهی

 

 

 


نوع مطلب :
نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387 توسط طوقی | لينك ثابت |
عناوين آخرين مطالب ارسالي
تبليغات